سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
278
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
انگشت زيادى يا صفت باشد مثل اينكه مبيع عبد بوده و تب بر او عارض باشد اگرچه زمان ادامه آن به مقدار يكروز بيشتر نباشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از خلقت اصليّه ، خلقت اكثر افراد كه همان خلقت نوعيّه است مىباشد چه از حيث ذات و چه از جهت صفت . با توجه به اين امر به گفته مرحوم مصنف هرمبيعى كه به حسب ذات يا صفت بيش از اين مقدار يا كمتر از آن داشته باشد معيوب شمرده مىشود . مثال زائد : مانند اينكه عبد يك انگشت اضافه داشته باشد . مثال ناقص : نظير اينكه عبد يك انگشت از پنج انگشت دست كمتر داشته باشد . و اما مثال موردى كه مبيع بحسب صفت زياده يا نقصان داشته باشد مثل آنكه عبد خريدارى شده را مشترى تبدار بيابد و لو اينكه طول بقاء اين تب به مدت يك روز بوده يا آنكه قبل از قبض تبدار باشد اگرچه در همان روز تبش بر طرف گردد . و بهرتقدير وقتى چنين عيبى در مبيع يافت شد مشترى خيار پيدا مىكند اعم از آنكه قيمت معيوب بواسطه عيب بيشتر شود همچون عبدى كه خواجه باشد يا كنيز حيض نبيند و چه كمتر نظير نوع عيوب بنابراين وقتى در عيبى كه موجب ازدياد قيمت شود خيار را ثابت بدانيم در موردى كه قيمت معيوب با سالم مساوى باشد بطريق اولى آن را ثابت بايد دانست . قوله : الذى يعتبر فيه ذلك : ضمير در [ فيه ] به [ نوع ]